« ديوانگی ۱۸( با پی‌نوشت برای جوجه‌های نوشی ) | صفحه اصلی | داشتم به ديدن تو می‌آمدم که... »

تا بعد!

چهارشنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۴

چند روز بايد تنها باشم ؛ و وقتی می‌گويم تنها ، يعنی
بدون وبلاگ ، بدون رفيق ، بدون گفت‌وگو‌های شبانه و بدون هرچيزی که بخواهد
دايره تنهايی من را بشکافد . نمی دانم چقدر طول می‌کشد اما مطمئنم که دير
يا زود همه چيز می‌شود مثل روز اول !