« آنتيگونه ، به سبک ايرانی ! | صفحهی اصلی | ديوانگی ۱۸( با پینوشت برای جوجههای نوشی ) »
همه نامهای من...
- چرا...چرا مردم گريه می کنند ؟
- تا حالا هيچ وقت گريه کردی ؟
- فقط يک دفعه...خيلی وقت پيش .
- وقتي تنهات گذاشتن .
- بله .
- مردم وقتي گريه می کنن که کسی بميره ، يا وقتی تنهاشون می ذارن ،يا وقتی که ديگه طاقت ندارن .
- طاقت چی رو ؟
- طاقت زندگی رو .
- حتي آدم بزرگ ها ؟
- بله ، حتی آدم بزرگ ها . (1)
کسي چه مي داند « همنام » از کجا شروع شده است . شايد وقتي جومپا لاهيري داستان « مترجم دردها » را تمام کرده بود يا مثلا وقتي هيجان آدمها را ، وقتي درباره داستان « موضوع موقت » حرف مي زدند ، ديده بود ، به اين نتيجه رسيده بود که بايد رماني درباره تنهايي آدمها بنويسد ؛ درباره چيزي که همه از آن رنج مي کشيم . همنام پيش از آنکه رماني باشد درباره مهاجرت ، تقابل سنت و مدرنيته يا حتي فاصله ميان نسلها ، داستان ساده و سرراستي است که برپايه دو کلمه شکل مي گيرد : « تنهايي » و « دلتنگي » . و چه کسي است که تا به حال به اين موضوع فکر نکرده باشد که چرا تمام خاطراتي که پس از گذشت سالها هنوز يک گوشه از ذهنمان را اشغال کرده اند - و صبحها اگر يادمان برود که توي تخت خواب جايشان بگذاريم ، همراهمان راه مي افتند توي کوچه و خيابان و تا شب دست از سرمان بر نمي دارند – با اين دو کلمه شکل گرفته اند ؟ يا مثلا اين سوال را از خودش نپرسيده باشد که چرا زير پوست هر اثر هنري ماندگاري مي شود ردپايي از اين دو حس را پيدا کرد... ؟ روايت تکراري تنهايي آدمها يکي از همان ماجراهاي عجيب و پارادوکس هاي پيچيده دنيا است که انگار قرار نيست هيچ وقت جذابيتاش را براي مخاطب از دست بدهد و لاهيري اين موضوع را خوب فهميده است .
ادامه "همه نامهای من..."لينکده
- جواد ماهزاده آزاد شد.
با وثیقهی چهارصد میلیون تومانی
- اخبار رادیو در عصر روز «جمعهی خونین»
وقت بگذارید و دانلودش کنید، شنیدنی است- عبید شاکی
- ت مثل...
تلخ، مثل عسل
- آن 33 نفر
یک پزشک
- نقشهی اشغال فلسطین در طول زمان
فردا نیوز


![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)