سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{سیب گاززده }
{هفتها }
{عامهپسند }
{عروسک کوکی}
{ناتور }
{یک پزشک }
{بازتاب نفس صبحدمان }
{از پشت یکسوم}
{فلش }
{آقای اوف }
{مریم مومنی }
{زن روزهای ابری }
{لحظه }
{دورترها}
{خسرو نقیبی }
{تجربههای آزاد }
{رمزآشوب }
{صفحهی سیزده }
{This is me }
{یک پنجره }
خواب بزرگ
منصور نصیری
پاگرد
سهروزپیش
مامهر
زننوشت
مریم گلی
ورطه
آوا و لحظههایش
محسن آزرم
اگنس
فروغ
خسوف
اسنپشات
اتاق پسر
غلاف تمام فلزی
طلوعی تا فردا
Neverland
لولیان
امیرمهدی حقیقت
خشموهیاهو
بر ید باد صبا
مهناز میناوند
دژاوو
از زندگی
حسن محمودی
Miss Anonymous
Powered by
BlogRolling
« کمی جدی درباره نوشی و جوجه های او و يک نفر ديگر... | صفحه اصلی | پلی شاعريسم ! »
يلدا...
فال حافظ
برای عشقهای پنهان
و
قرآن
برای او که ديگر نيست
من مانده ام و حسرت چشمهايت
و درد
اينگونه شاعر ماندن...
« از مجموعه اگر شيطان سخن بگويد
»
پ.ن : يک بار خواب ديدن تو ، به تمام عمر می ارزد...!
« مجتبي
معظمي »
پ.ن ۲ : راستی در اين چند روز- و بعد از خواندن تعدادی از
ای ميلهايی که در ارتباط با پست قبلی فرستاده شده بودند - فهميده ام که زن
ها هم می توانند لمپن باشند . نمی دانم بايد بترسم يا بخندم . راستش انتظار
همه چيز را داشتم جز فحاشی ! آن هم از طرف مدافعان متمدن و روشنفکر حقوق
زنان ! اما اگر قرار باشد جنگی اين چنينی در بگيرد ، فکر می کنيد بازنده
اصلی کدام دسته باشد ؟
پ.ن ۳ : بی انصافی است که از کم لطفی های
بعضی دوستان حرف بزنم اما در مقابل به نامه خواندنی خانم پونه دوکوهکی
اشاره نکنم . يادداشتی انتقادی - البته بر پايه اصول منطقی - و از همه
مهمتر مبتنی بر احترام به طرف مقابل . من از يادداشتتون چيزهای زيادی ياد
گرفتم خانم دوکوهکی . ممنونم...
پ.ن ۴ : من به خدا
href="http://www.parastood.com/">پرستو دوکوهکی رو می شناسم ! لطفا
اين قدر آفلاين نگذاريد و ننويسيد که فرد مورد نظر پرستو دوکوهکی است و نه
پونه دو کوهکی !!!!!!
لينکده
- آدم مگر چندبار عاشق میشود؟
علیرضا معتمدی
- مصائب پاگرد
یادداشت من در حاشیهی رمان پاگرد- خوابگرد
- حاشيهی غيرسياسي بر بازنشستگي استادان
حرفه؛ خبرنگار
- خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد درمهریزسینما بزند.
امام جمعهی مهریز
- خینه یا خانه؟ گینه یا گونه؟ مسأله، فعلاً، همین است...
در حاشیهی مجموعه داستان «یک درخت، یک صخره، یک ابر» و ترجمهاش- محسن آزرم
- به خروجی ما توجه کنید.
گفتوگویی خواندنی با مجید حمیدزاده

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)