سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
« يلدا... | صفحه اصلی | من هنوز سوال دارم آقای نويسنده * »
پلی شاعريسم !
يادداشت انتقادي مجبتي پورمحسن در مورد مجموعه « اگر شيطان سخن بگويد » كه در صفحه كتاب روزنامه شرق امروز منتشر شده است را مي توانيد از طريق لينك زير بخوانيد :
اول آنكه : از مجتبي عزيز ممنونم ، به اين دليل كه هنگام نوشتن اين يادداشت باورها ، عقايد و دانسته هايش را فداي رفاقت نكرده است . از آقاي غلامي هم ممنونم كه با چاپ اين يادداشت موافقت كردند . اميدوارم بعد از اين هم شاهد انتشار يادداشتهايي از اين دست در شرق باشيم . حرفهاي مجتبي پورمحسن تقريبا حرفهاي منطقي و درستي هستند ، اما مساله اصلي اينجا است كه يادداشت مجتبي عزيز از پايه مشكل دارد ! آنجا كه فرض را بر اين گذاشته است كه با يك شاعر سروكار دارد :) به گمانم اگر كسي بخواهد با مجموعه اي شبيه به « اگر شيطان سخن بگويد » خودش را ميان جماعت شاعر جا بزند ، اصولا بيمار است . فكر مي كنم تجربه هايي از اين دست اصولا نبايد شعر تلقي بشوند ، حداقل تا زماني كه تفكر فعلي در مورد شعر رواج دارد .
مساله اصلي اما اينجا است كه به نظر مي رسد مجتبي هم از همان انديشه اي طرفداري مي كند كه امروز در ميان شاعران جوان رواج دارد . اينكه كسي بخواهد به بهانه رسيدن به « خوانشي مدرن ، امروزي ، متفاوت ( با حرف ط هم نوشته مي شود ) و نو از شعر » آثاري را خلق كند كه كمتر خواننده اي توان ارتباط برقرار كردن با آنها را دارد ، به نظرم قابل قبول نيست . نمونه هايش را هم مي شودبه سادگي در ميان آثار منتشر شده در سالهاي اخير و در ميان همان كتابهايي كه ماهها است در قفسه كتاب فروشيها خاك مي خورند ، پيدا كرد . مساله فرم گرايي و بي توجهي به محتوا چيزي است كه پيش از اين در داستان كوتاه هم تجربه شده و البته تجربه شكست خورده اي است . شايد اگر امروز مي بينيم كه قصه دوباره در داستانهاي منتشر شده در سال 82 و83 نقش محوري پيدا كرده و بازار مجموعه داستانها هم رونقي يافته است ، دليلي جز دور شدن نويسندگان از آن تجربه هاي شكست خورده نباشد .
و دوم آنكه : همين اندازه كه كتابي آن قدر جدي گرفته شود كه يادداشتي درباره آن در يكي از معتبرترين روزنامه هاي كشور منتشر گردد و همين قدر كه منتقدي آن قدر براي اثري ارزش قايل باشد كه وقت و توانش را براي نوشتن نقدي بر آن كتاب صرف كند – حتي اگر اين يادداشت محورش انتقاد صرف باشد – به نظرم مي تواند نويسنده آن كتاب را خوشحال كند . فقط كاش روزي برسد كه براي انتشار يادداشتهاي ادبي انتقادي در مطبوعات ، ديگر نيازي به هماهنگي با نويسندگاني كه آثارشان قرار است نقد شوند ، نباشد .
لينکده
- عاشق شدی بیا
گفتوگویی منتشر نشده با خسرو شکیبایی- هفتهنامه اعتماد
- میخواهم گوشتان را بكشم آقای شكیبایی!
منصور ضابطیان
- خداحافظ...
spotlight
- هر داستانی که ارزش گفتن دارد داستان یک دختر است
کوتاه دربارهی Once- غلاف تمام فلزی
- داستانهای ۸۶ به روایت احمد غلامی
بخش دوم- خوابگرد
- از چهاردهسالگی میترسم...
سومین مجموعه داستان حسن محمودی در راه است

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)