سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{سیب گاززده }
{هفتها }
{عامهپسند }
{عروسک کوکی}
{ناتور }
{یک پزشک }
{بازتاب نفس صبحدمان }
{از پشت یکسوم}
{فلش }
{آقای اوف }
{مریم مومنی }
{زن روزهای ابری }
{لحظه }
{دورترها}
{خسرو نقیبی }
{تجربههای آزاد }
{رمزآشوب }
{صفحهی سیزده }
{This is me }
{یک پنجره }
خواب بزرگ
منصور نصیری
پاگرد
سهروزپیش
مامهر
زننوشت
مریم گلی
ورطه
آوا و لحظههایش
محسن آزرم
اگنس
فروغ
خسوف
اسنپشات
اتاق پسر
غلاف تمام فلزی
طلوعی تا فردا
Neverland
لولیان
امیرمهدی حقیقت
خشموهیاهو
بر ید باد صبا
مهناز میناوند
دژاوو
از زندگی
حسن محمودی
Miss Anonymous
Powered by
BlogRolling
« ... | صفحه اصلی | آقای غلامی ، آخرين بار کی يک داستان خوب خوانده ايد ؟ »
اگر شيطان سخن بگويد...
src="http://www.sharemation.com/natoor/agar%20sheitan%20sokhan%20begooiad.jpg">
تا
وقتي وارد بازي نشده اي ، حرف زدن از بعضي چيزها بي معني است . چند روزي از
انتشار مجموعه « اگر شيطان سخن بگويد » از سوي نشر آرويج مي گذرد و
من هنوز نمي دانم كه بايد در مورد اين كتاب چه بنويسم ؛ همه چيز از گفتگو
كوتاهي كه 9 ماه پيش در كافي شاپ موزه هنرهاي معاصر ميان من و دوست شاعري
درگرفت ، آغاز شد . مجموعه را ديد و صميمانه نقدش كرد و دست آخر پيشنهاد
داد كه بسپارمش به دست ناشر . اينكه در اين ميان چه گذشت و چه بر سر كتاب و
عنوان پيشينش آمد ، گفتني نيست جز اينكه 4 تا از كارها در مرحله بررسي كتاب
از سوي اداره كتاب وزارت ارشاد حذف شدند .
حالا مجموعه چاپ شده است و
من با وجود تمام ضعفهايي كه مثل ديگر مجموعه هاي اول دارد ، از انتشارش
خوشحالم چرا كه دست كم برشي از دو سال زندگي من است و مگر ما از نوشتن هدفي
جز سرودن زندگي مان داريم ؟
بعضي ها مجموعه را دوست خواهند داشت و شايد
تعدادي از كارهايش را تحسين كنند و بعضي ها ( كه ممكن است تعدادشان هم از
بد حادثه زياد باشد ) به شدت آن را نفي خواهند كرد . اين برخوردها هميشه
وجود داشته و خواهد داشت و راه فراري هم از آن نيست ؛ گرچه نمي دانم « اگر
شيطان سخن بگويد » را بايد به پيروي از ناشر و دوستاني كه كار را خوانده
اند ، مجموعه اي از اشعار كوتاه ( و شايد هم هايكو ) بدانم که در کنار
طرحهای ساره قمی - به عنوان تصويرگر - قرار گرفته اند ، يا آنكه بر نظر
خودم پافشاري كنم و بعضي از كارهاي اين مجموعه را كاريكلماتور به حساب
بياورم .
چه پدرام رضايي زاده را يك موجود اضافي در ادبيات بدانيم ، چه
بخواهيم او را منتقد بدانيم تا نويسنده و چه خودش دوست داشته باشد مجموعه
داستانهايش را هرچه زودتر به سرانجام برساند تا شعرگونه هايش را ، « اگر
شيطان سخن بگويد » منتشر شده است و نويسنده اش بي صبرانه منتظر پنبه هايي
است كه از سوي مخاطبان كتاب زده خواهد شد...
از همه اين ها كه بگذريم ،
تجربه هايي از اين دست هميشه دوست داشتني هستند ، به خصوص در بيست و سه
سالگي ! شما اين طور فكر نمي كنيد ؟
تو را كه در قبر مي
گذاشتند
باران مي باريد .
اين روزها
باران كه مي بارد
تو را در
قبر مي گذارند...
« از همين مجموعه »
پيام بازرگاني :
نمي دانم كار پخش كتاب به كجا رسيده است ، اما ظاهرا شهر كتاب آرين (
ميرداماد ) ، نشر قصه ( انقلاب ) ، كتاب فروشي انتشارات طرح نو ( آپادانا –
نوبخت ) جزء اولين مراكزي هستند كه كتاب در آنها توزيع شده است . اگر
گذرتان به كافه بلاگ هم مي افتد ، مي توانيد سراغ كتاب را از
class=links href="http://www.babak-n.blogsky.com/">بابك نادعلي عزيز
بگيريد كه لطف كرده است و چند نسخه از كتابها را در قفسه فروش كتاب گذاشته
است .
لينکده
- آدم مگر چندبار عاشق میشود؟
علیرضا معتمدی
- مصائب پاگرد
یادداشت من در حاشیهی رمان پاگرد- خوابگرد
- حاشيهی غيرسياسي بر بازنشستگي استادان
حرفه؛ خبرنگار
- خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد درمهریزسینما بزند.
امام جمعهی مهریز
- خینه یا خانه؟ گینه یا گونه؟ مسأله، فعلاً، همین است...
در حاشیهی مجموعه داستان «یک درخت، یک صخره، یک ابر» و ترجمهاش- محسن آزرم
- به خروجی ما توجه کنید.
گفتوگویی خواندنی با مجید حمیدزاده

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)