سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{سیب گاززده }
{هفتها }
{عامهپسند }
{عروسک کوکی}
{ناتور }
{یک پزشک }
{بازتاب نفس صبحدمان }
{از پشت یکسوم}
{فلش }
{آقای اوف }
{مریم مومنی }
{زن روزهای ابری }
{لحظه }
{دورترها}
{خسرو نقیبی }
{تجربههای آزاد }
{رمزآشوب }
{صفحهی سیزده }
{This is me }
{یک پنجره }
خواب بزرگ
منصور نصیری
پاگرد
سهروزپیش
مامهر
زننوشت
مریم گلی
ورطه
آوا و لحظههایش
محسن آزرم
اگنس
فروغ
خسوف
اسنپشات
اتاق پسر
غلاف تمام فلزی
طلوعی تا فردا
Neverland
لولیان
امیرمهدی حقیقت
خشموهیاهو
بر ید باد صبا
مهناز میناوند
دژاوو
از زندگی
حسن محمودی
Miss Anonymous
Powered by
BlogRolling
« ديوانگی ۹ | صفحه اصلی | زويا پيرزاد جای چه کسی را تنگ کرده است ؟ »
و نوشتن سرنوشت ما است...
1. هيچ چيز آزار دهنده تر از اين نيست كه كسي
دوست داشته باشد خودش را جاي يكي از شخصيتهاي داستانت قرار بدهد و بعد در
حاليكه سعي مي كند قيافه آدمهاي حق به جانب را به خودش بگيرد، برايت تعيين
تكليف كند كه : « تو حق نداشتي از اسم من در فلان داستانت استفاده كني !
»
بگذار اعتراف كنم كه اشتباه كردم . البته نه در نوشتن آن داستان ، كه
درباره تو و خيلي هاي
ديگر...
اينكه دوست داشته باشي – يا شايد هم
داشته باشند – يك جايي براي خودت – براي تو – ميان نوشته هاي من پيدا كني –
پيدا كنند – البته براي من قابل فهم است ؛ اما مطمئن باش هيچ كس جز خودت از
اين تفكر بيمارگونه ضربه نخواهد خورد .
2. شب بيداريهاي قبل از
امتحان ، سر كار گذاشتن استادها ، دردسرهاي روز انتخاب واحد ، جيم شدن از
سر كلاسهاي خسته كننده و... همه خاطره شدند . دانشگاه هم بالاخره بعد از ده
ترم تمام شد !
3. و بايد نوشت ، دوباره و از نو...
لينکده
- آدم مگر چندبار عاشق میشود؟
علیرضا معتمدی
- مصائب پاگرد
یادداشت من در حاشیهی رمان پاگرد- خوابگرد
- حاشيهی غيرسياسي بر بازنشستگي استادان
حرفه؛ خبرنگار
- خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد درمهریزسینما بزند.
امام جمعهی مهریز
- خینه یا خانه؟ گینه یا گونه؟ مسأله، فعلاً، همین است...
در حاشیهی مجموعه داستان «یک درخت، یک صخره، یک ابر» و ترجمهاش- محسن آزرم
- به خروجی ما توجه کنید.
گفتوگویی خواندنی با مجید حمیدزاده

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)