سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
« ... | صفحه اصلی | ديوانگی ۴ »
وقتی نتوانی در سالن سينما بخوابی ...
وقتي نتواني ديالوگهاي سطحي و درجه چندم يك فيلم را به سبك و سياق منتقدين سينمايي ، ديالگوهاي موجز و خارق العاده بدانی ، وقتي نتواني يك سناريو ضعيف با موضوعي نخ نما شده را با بافتن آسمان و ريسمان به هم نو و با پرداختي مناسب بنامي و آن را به پاي دغدغه امروز جوانها بگذاري ، وقتي نتواني بي تفاوت از روابط بدون منطق آدمها در فيلم بگذري ، وقتي نمي تواني به خودت اجازه بدهي كه نتيجه كار يك كارگردان را - به بهانه اينكه سالها دستيار يكي از مشهورترين فيلمسازان ايران بوده است - تحسين برانگيز بداني ، وقتي نمي تواني از فيلمبرداري ضعيف محمود كلاري بگذري ، وقتي نمي تواني چشمهايت را ببندي و بازي گلزار را متفاوت و قابل توجه فرض كني ، وقتي در سالن سينما به اندازه تمام اين روزهاي لعنتي عصباني بشوي و حس كني كسي با سوهان به جان مغزت افتاده است و فهم و شعورت را به بازي گرفته است ، وقتي مرتب با خودت تكرار مي كني كه اين جماعت منتقد و روزنامه نگار - كه ادعاي فهم سينمايشان ماتحت امثال كوئنتين تارانتينو ، مارتين اسكورسيسي ، کيشلوفسکی و تارکوفسکی را پاره كرده است و نقدهاي آن چنانيشان از « داگويل » و « زندگي زيباست » يك اثر درجه چندم مي سازد – مجذوب چه چيز اين فيلم شده اند كه اينگونه تحسينش مي كنند ، نتيجه اش اين مي شود كه خيلي راحت به خودت حق مي دهي بيايي اينجا و داد بزني كه « بوتيك » يك مزخرف تمام و كمال است كه حتي ارزش آن را ندارد كه دو ساعت وقت صرفش كنيد ! باور نداريد ؟ امتحانش كمي خرج دارد ...
لينکده
- عاشق شدی بیا
گفتوگویی منتشر نشده با خسرو شکیبایی- هفتهنامه اعتماد
- میخواهم گوشتان را بكشم آقای شكیبایی!
منصور ضابطیان
- خداحافظ...
spotlight
- هر داستانی که ارزش گفتن دارد داستان یک دختر است
کوتاه دربارهی Once- غلاف تمام فلزی
- داستانهای ۸۶ به روایت احمد غلامی
بخش دوم- خوابگرد
- از چهاردهسالگی میترسم...
سومین مجموعه داستان حسن محمودی در راه است

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)