« ديوانگی ۲ | صفحه اصلی | تو خود حديث مفصل بخوان ... »
ديوانگی ۳
خسته ام ،
خسته !
فردا را نمی خواهم
گذشته را به من بازگردان...
- ارديبهشت ۸۲
-
-----------------------------------------------
۱. قرار است
- اگر مشكل خاصي پيش نيايد - يکشنبه هفته آينده گفتگويی که با يکی
از نويسندگان و منتقدان مقيم خارج از کشور انجام داده ام ، در
class=links href="http://www.sharghnewspaper.com/">شرق منتشر شود .
پيشنهاد می کنم اين گفتگو را با دقت بخوانيد و روی تک تک پاسخهای آن عزيز
مکث کنيد . در روزهای آينده شايد در مورد مسايلی که در حاشيه اين گفتگو
ذهنم را به خود مشغول کردند ، چيزهايی نوشتم ....
۲. روزهای شلوغ و
پرکاری را می گذرانم . فقط اميدوارم که در ميانه راه جا نزنم ! هرچند اين
درگيريها فقط و فقط يک حسن دارند : باعث می شوند کمتر به خودت و دغدغه های
شخصی ات فکر کنی ! و اين حسن کوچکی نيست....آن هم برای آدمهايی مثل ما که
عادت به خودآزاری داريم...!!!!!
لينکده
- ابتدايیترين نياز همين بودن در جمعی همزبان است
گفتوگو با حسین سناپور دربارهی کارگاههای داستاننویسی- ایسنا
- مرگهای چهارشنبهای
خوابگرد
- موضع روزنامه کارگزاران، حمایت بیقید و شرط از مردم فلسطین است
مهران کرمی
- برای هجوم بیامان درد
مریم مهتدی
- هنوز ندانستهام...
نیکات
- در متن و حاشیهی برخی پنچریهای اخیر!
چند کلمهای در حاشیهی دومین مجموعه داستان حامد حبیبی- خوابگرد
- همهی ما، توی تنهایی کوچک خودمان پیر می شویم ...
زن روزهای ابری

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)