« وقتی نويسنده خودکشی می کند ! | صفحهی اصلی | وقايع نگاری در چهارچوب رمان »
ميل مرگی عجيب در من است ...
ميل مرگي عجيب در من است
مثل شباهت سين به اصوات سادگي
مثل
شباهت زندگي به نون و القلم... و الكاف
مثل شباهت
پروانه و پري
مثل شباهت عشق به حرف عين ، به حرف شين
،
به حرف قاف ،
يا بازي واژه با
معنا ،
چه مي دانم !
هرچه هست ،
همين است :
از همه گريزانم ، از همهمه گريزانم .
ديگر سر هيچ بازاري نخواهم رفت
ديگر
براي هيچ كسي آواز نخواهم خواند .
( تا زنده ايم
نگرانيم . وقتي هم كه مي ميريم
باز چشمهايمان يك سو
را مي نگرند ... ! )
اما اي كاش ميان آن همه شدآمد شب
و روز
ما راه خود را مي رفتيم ،
align=justify>تو سوي من بودي و من سوسوي تو بودم . align=justify>اصلا به كسي چه مربوطكه من بالاي خواب
دريا گريسته ام
يا در گمان كودكي از خواب گريه ها !
؟
به ارواح خاك زني گمنام در مشرق آسمان قسم ،
align=justify>من از اين همه گريزانم ،از اين همه
همهمه گريزانم .
« سيد علي صالحي »
می خواندند که گربه ها دوبار در سال جفت گيری می کنند : اواسط بهار و اوايل
پاييز . تا زمانی که خانه مان را هم عوض نکرده بوديم مشکلی پيش نيامد و اين
نظريه را کسی زير سوال نبرد . اما در همين يکسال و نيمی که آمده ايم به
گيشا ، روزی نيست که شاهد صحنه های آنچنانی و تعقيب و گريزهای مورد دار و
سرو صدا اين جماعت گربه نباشيم . احتمالا اشکال بايد از گربه های ماده باشد
که تحت تاثير محيط پيرامونشان قرار گرفته اند ...
لينکده
- تداوم چند خط خون
کوتاه، دربارهی مجموعه داستان رگبار
- ادبیات، دینامیت نیست
محمد حسینی
- نامزدهای نهایی جایزهی مهرگان معرفی شدند
ایسنا
- شما هم کتاب گرفتار دارید؟
حسن محمودی- روزنامهی فرهیختگان
- هر صدای ادبی یک دنیای منحصر به فرد است.
داوود غفارزادگان

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)