سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
« نگاهی به کتابی که اسم نداشت | صفحه اصلی | حرف آخر ناتور... »
نجدی ، داستان نويس يا شاعر ؟
به شكل غم انگيزي « بيژن نجدي » هستم . متولد خاش ، گيله مرد هم هستم ، متولد 1320 ( سالي كه جنگ جهاني دوم تمام شد ) . تحصيلات : ليسانسه رياضي . يك دختر و يك پسر دارم – اسم همسرم پروانه است . او مي گويد ، او دستم را مي گيرد ، من مي نويسم .
مقدمه مجموعه داستانهاي ناتمام – نشر مركز
شايد بتوان يكي از ويژگيهاي بارز ادبيات داستاني پس از انقلاب را تغيير وظيفه اين شاخه از ادبيات دانست . اگر تا پيش از انقلاب نويسندگان اغلب به تعهد سياسي معتقد بودند ، پس از انقلاب سال 57 تعهد بشري جايگزين آن گرديد . اين رويكرد نو در داستان نويسي بويژه در اواخر دهه شصت و اوايل دهه هفتاد مدافعان بسياري را بدست آورد و ريخت شناسي كلمات و فرم داستان نيز در اين سالها به نوعي بيش از محتوي مورد توجه قرار گرفت و زبان به يكي از اصلي ترين اركان ادبيات داستاني نوگرا تبديل شد . ادبياتي ساختار شكن و عصيان گر كه مطابق تعريف ديويد لاج ، انحرافات چشمگيري از شيوه هاي معمول زبان در آن به چشم مي آمد و از لحاظ شكل تجربي و بديع بود . هرچند كه عده اي اين چرخش را ناشي از سانسوري مي دانند كه بنابر شرايط خاص فرهنگي كشورمان بر داستانها اعمال مي گردد ، اما به نظر نمي رسد كه نويسنده اي به دليل محدوديت هاي موجود در انتخاب روايت و قصه تن به استفاده ابزاري از زبان دهد .
به موازات اين رويكرد نو در داستان نويسي بود كه نقد فرماليستي و در كنار آن توجه به مفهوم زبان شناسي در اثر نيز در كشورمان رواج يافت . هرچند سابقه نقد فرماليستي ادبيات داستاني در كشورمان كوتاه است و همچنان نيز عده اي از منتقدين ادبي با چنين رويكردي در نقد ادبي – اگر بپذيريم كه مفهوم مستقل و واحدي به نام نقد ادبي وجود ندارد و شاخه هاي متعدد آن است كه به نقد ادبي معني مي بخشد - مخالفند ، اما توجه روز افزون نويسندگان – بويژه آنها كه در كارگاههاي داستان و جلسات داستان خواني پرورش مي يافتند – به پيچيده نويسي ، در ذائقه ادبي خوانندگان جدي ادبيات و باور منتقدين ادبي تغييراتي را ايجاد نمود و پيچيده نويسي را به عنوان يكي از عناصر اصلي ادبيات داستاني خلاق مطرح نمود . اگر از گلشيري به عنوان پيشگام اين جريان نو ياد كنيم و بگذريم و براهني را نيز از آن جهت كه بيش از آنكه نويسنده اي پيچيده نويس باشد به در هم شكستن ساختارهاي نگارشي و دستوري زبان فارسي توجه داشته است در اين دسته بندي وارد نكنيم ، شايد بتوان از بيژن نجدي به عنوان يكي از موفقترين نويسندگان اين جريان ادبي ياد كرد .
نجدي با انتشار مجموعه داستان « يوزپلنگاني كه با من دويده اند » در سال 1373 به شهرت رسيد و خود را در جامعه ادبي كشور مطرح ساخت اما مرگ ناگهاني او در شهريور 76 اهالي ادبيات را كه به ظهور نويسنده اي خلاق دلبسته بودند غافلگير كرد . نجدي نيز همچون بهرام صادقي حضوري كوتاه مدت در فضاي ادبي كشور داشت ، اما تاثيري كه آثارش بر جريانهاي ادبي پس از او گذاشت بسيار چشمگير و قابل توجه است . نجدي نيز همچون گلشيري نويسنده اي ساختار شكن و تجربه گرا است ودر داستانهايش رويكرد تازه اي را نسبت به جايگاه زبان در ادبيات داستاني به نمايش مي گذارد اما بر خلاف برخي از نويسندگان سالهاي آغازين دهه هفتاد ، هرگز مرعوب زبان اثر نمي گردد و قصه و روايت نيز در آثار او جايگاه ويژه خود را دارند . زبان داستانهاي نجدي يك ويژگي ديگر نيز دارد و آن به كارگيري فراوان تشبيه و استعاره است . اين ويژگي داستانهاي نجدي زبان آثار او را تا حدي به زباني شعرگونه نزديك كرده است و نوعي تشخص سبكي به آثار او بخشيده است .
آدمهاي داستانهاي نجدي نيز به نوعي متاثر از فضاي فرهنگي و سياسي آن زمان جامعه هستند و معمولا يا گم كرده اي دارند كه انتظارش را بكشند و يا در رسيدن به روياهاي خود با موانع سختي برخورد مي كنند و از دستيابي به خواسته هايشان باز مي مانند . اين سرخوردگي شخصيتهاي آثار نجدي و نمايش آن شايد به نوعي بيانگر بخشي از تعهد بشري باشد كه نجدي براي يك نويسنده قايل است . نجدي علاوه بر خلق تصاوير به شدت انتزاعي و در هم آميختن رويا و واقعيت و همينطور خلق مجموعه اي از تصاوير در آثارش ، پايبندي خود را به اصول داستانهاي مدرن و نوگرا از جهتي ديگر نيز به نمايش مي گذارد و آن شخصيت بخشي به اشياء چه از طريق زبان و چه از طريق كاركرد اشياء در طول داستان مي باشد ( مثل كاركردي كه چتر در داستان سه شنبه خيس از مجموعه « يوزپلنگاني… » دارد ) . نهايتا سختگيري و دقت نجدي در انتخاب داستانهاي مجموعه « يوزپلنگاني كه…» اين مجموعه را به اثري ماندگار در ادبيات معاصر ايران تبديل كرد ، مساله اي كه متاسفانه پس از مرگ او و در انتشار آثار بعدي هرگز مورد توجه قرار نگرفت .
« دوباره از همان خيابانها » اولين مجموعه داستاني بود كه پس از مرگ نجدي و در سال 79 منتشر شد اما نتوانست موفقيتي هم پاي « يوزپلنگاني كه…» كسب كند . هرچند كه در اين مجموعه نيز تعدادي از داستانهاي ارزشمند و قابل توجه نجدي به چشم مي خورد . پس از آن به همت همسر نجدي دو مجموعه شعر با نام « مجموعه آثار » و « خواهران اين تابستان » منتشر گرديد . گرچه در شعر نجدي ويژگيهاي منحصر به فرد و متفاوتي به چشم مي آيد و از اين نظر شعر او تشخص مي يابد ، اما داستانهاي نجدي بيش از اشعار او مورد توجه اهالي ادبيات قرار گرفتند . نجدي بيش از آنكه يك شاعر خوانده شود به عنوان داستان نويسي متفاوت شناخته شده است و اين شايد تنها به دليل تبحر ويژه او در داستان نويسي باشد . چاپ مجموعه داستانهاي ناتمام نيز -كه شامل داستانهايي بود كه يا ناتمام رها شده بودند و يا از پرداخت نهايي بي بهره بودند – با سختگيري و دقت نجدي در انتخاب آثارش در تضاد و تعارض كامل قرار داشت . اين اقدام خانم محسني آزاد و نشر مركز سوال برانگيز و عجيب مي نمايد و مشكل نظارت بر چاپ و نشر آثار نويسندگاني را كه در قيد حيات نيستند مجددا نمايان مي سازد .
اين روزها اگر به كتابفروشيها سري بزنيد و سراغ نجدي را بگيريد ، او را با داستانهاي نا تمام و خواهران اين تابستان به شما معرفي مي كنند ، انگار كه تمامي يوزپلنگان مرده باشند …
پ.ن : اين يادداشت با عنوان « يوزپلنگاني كه نمي دوند » و با حذف برخي قسمتها كه در كار مطبوعاتي اجتناب ناپذير است در روزنامه شرق مورخ 8 شهريور 82 منتشر گرديده است .
لينکده
- عاشق شدی بیا
گفتوگویی منتشر نشده با خسرو شکیبایی- هفتهنامه اعتماد
- میخواهم گوشتان را بكشم آقای شكیبایی!
منصور ضابطیان
- خداحافظ...
spotlight
- هر داستانی که ارزش گفتن دارد داستان یک دختر است
کوتاه دربارهی Once- غلاف تمام فلزی
- داستانهای ۸۶ به روایت احمد غلامی
بخش دوم- خوابگرد
- از چهاردهسالگی میترسم...
سومین مجموعه داستان حسن محمودی در راه است

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)