« دو سال و نيم انتظار برای چاپ يک کتاب ! | صفحه اصلی | خانم رواني پور ، من هم يك كولي هستم ! »

به ياد سياوش كسرايي و سالروز كوچ بي بازگشت او از ايران

پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۲

بيست سال پيش در روز ششم مرداد سال 62 سياوش
كسرايي پس از آنكه مدتها تحت پيگرد قرار داشت سرانجام از ايران گريخت و
ديگر هرگز فرصت آن را نيافت تا به ايران بازگردد . كسرايي هرچند كه در
دوران پهلوي به عنوان شاعري انقلابي آثاري را منتشر ساخته بود ، بعد از
پيروزي انقلاب و در جريان تصفيه هاي انقلابي كه گريبان بسياري از روشنفكران
و نويسندگان و دانشگاهيان را گرفت ، به ناچار براي هميشه از كشور خارج شد
،  اما در غربت نيز آنچنان سرود كه او را به حق شاعر اميد ناميدند .
يادش گرامي…

پشتگرمي به چه بودت كه شكفتي ؟
گل يخ !
وندر آن عرصه كه كمر سرو شكست ،
نازكانه تن خود را ننهفتي ،
گل يخ !
سركشي هاي تبارت را ، اي ريشه به خاك
تو چه زيبا به زمستان
ها گفتي ، گل يخ !

تا سر از سنگ برآوردي ،
دلتنگ به شاخ !
از كلاغان سيه بال چه ديدي و شنيدي ؟ گل يخ
آمدي ،
عطر وفا آوردي
همه افسانه بي برگ و بري ها را رفتي ، گل يخ

dir=rtl align=justify>چه شنفتي تو در اين غمزده باغ
كه چو گلها همه
خفتند ، تو بيدار نخفتي  ، گل يخ !
راستي را كه چه جانبخش به سرماي
سياه
شعله گون ، در نگه دوست شكفتي ، گل يخ !

align=justify>« سياوش كسرايي »