« بگذار اين وطن دوباره وطن شود... | صفحه‌ی اصلی | ... »

سرگردان ميان حقيقت و افسانه

June 25, 2003

مهسا محب علي از آن دست نويسندگان جواني است كه فرصت آن را داشته اند تـا پيش از انتشار كتاب ، خود را از طريق مطبوعات به جامعه ادبي كشور معرفي كنند. داستانهاي كوتاه و مقالاتي كه محب علي تا به امروز در مجلات ادبي نوشته است تاثير ويژه اي در نوع نگرش و برخورد منتقدان ادبي با وي داشته است و جايگاهي را در اختيارش قرار داده است كه شايد كمتر نويسنده جواني از آن بهره مند باشد . پيش از اين مجموعه داستاني را تحت عنوان " صدا " از او خوانده ايم اما " نفرين خاكستري " اولين رمان او است كه توسط نشر افق به بازار كتاب راه يافته است .
بر خلاف اثر پيشين محب علي كه توجه بيشتري به فرم دارد ، در" نفرين خاكستري" ما با يك رمان تخيلي ، افسانه وار و وهم آلود مواجه هستيم ." ايشا " دختري است روان پريش كه به توصيه پزشك معالجش سايكو رماني مي نويسد –ظاهرا برگرفته از سرگذشت اجداد و نياكانش– و به همراه نامه اي براي همسرش امير مي فرستد . او كه به گفته پزشكش به بيماري " خود ديو پنداري " دچار است ، سعي مي كند در اين رمان ابعاد و زواياي پنهان شخصيتش را آشكار سازد. به بيان ديگر سايكو رماني كه ما با آن مواجه هستيم تنها قرار است به شكل دهي شخصيت ايشا در ذهن خواننده و پيشبرد منطق روايي داستان كمك كند .
رمان از چهار بخش تشكيل شده است . نامه ايشا به امير ، سايكو رمان ، نامه هاي يك طرفه از ايشا و مادرش كبوده و سرانجام گزارش افسر آگاهي . آنچه در ابتدا نظر خواننده را به خود جلب مي سازد ، نثر شكسته اثر به ويژه در بخشهاي اول و سوم رمان است . شكل ارايه داستان در قالب ساده و مستعمل نامه و بي توجهي نويسنده به ريخت شناسي كلمات – به خصوص در بخش نخست – تا حدودي از ارزشهاي كار كاسته است؛تا آنجا كه براي خواننده اي كه با نويسنده و دغدغه هايش نسبت به ادبيات آشنايي ندارد،اين ذهنيت را ايجاد مي كند كه با يك اثر سطحي ودر حد آثار پاورقي روبه رو است .
نكته ديگري كه مي توان به آن اشاره كرد تفاوت زبان و نثر اثر در بخشهاي اول – دوم وهمچنين دوم – سوم مي باشد . نويسنده در بخشهاي اول و سوم از قالب نامه استفاده نموده است اما در بخش دوم رمان از ساختار خطي و نثري سالم برخوردار است . اين تفاوت ساختارها موجب پديد آمدن گسلهايي در اثر شده است و ارتباط پديده هاي به ظاهر مستقل رمان را با يكديگر كمرنگ نموده است و به پيوستگي رمان ضربه زده است .ضمن آنكه در بخش چهارم – كه شايد مي توانست به نحوي در سه بخش ديگر ادغام شود – اين گسيختگي به شكل ديگري نيز نمايان مي گردد و آن تغيير ژانر اثر از افسانه به ژانر جنايي است.خواننده در بخش چهارم مي بايست تنها در سه صفحه فضاي تغيير يافته اثر را بپذيرد و در كنار آن با شخصيتي جديد - افسر آگاهي – نيز آشنا شود ، كه البته اين امر كمي دشوار به نظر مي رسد .
اما يكي از بخشهاي جذاب رمان اشاره به گرگي است كه درون ايشا وجود دارد. صرف نظر از آنكه تمامي شخصيتهاي اصلي رمان زن هستند ، شــايد تنها نكته اي كه بتوان به واسطه اش " نفرين خاكستري " را رماني فمينيستي خواند اين باشد كه گرگ درون ايشا تنها مردها را مي درد . شايد اين گرگ را بتوان نماد ترس آميخته با خشم ايشا – و شايد هم زنان – از مردان دانست . هرچند كه به طور كلي ايده انسانهاي گرگ نما در افسانه هاي ايراني به ندرت ديده مي شود و به كار گيري آن شايد ناشي از تاثير سينما بر جهان داستاني شكل گرفته در ذهن نويسنده باشد ؛ اما پرداخت مناسب اين ايده كه ظاهرا قرار است محوريت رمان را نيز بر عهده داشته باشد از نقاط قوت اين اثر است .
مهسا محب علي در" نفرين خاكستري " دست به تجربه هاي تازه اي در تلفيق قالب سنتي و كلاسيك افسانه و قالب مدرن رمان مي زند و خود را به عنوان يك نويسنده ساختار شكن معرفي مي نمايد. تجربه هاي اين چنيني – اگر ادامه يابند – محب علي را در رسيدن به يك جهان داستاني منحصر به فرد و شايد هم ماندگار ياري خواهند داد .

« منتشر شده در همشهری جمعه مورخ 13 تیر 1382 »

لينک مطلب | 12:00 AM