سايتها
هفتان
گنجور
بازنگار
اعتماد
سینما
عکاسی
کارگزاران
جن و پری
بنياد گلشيری
وبلاگها
{پاگرد }
{هفتها }
{لحظه }
{فروغ }
{عامهپسند }
{تجربههای آزاد }
{ورطه }
{ناتور }
{صفحهی سیزده }
{خوابگرد }
{آقای اوف }
{دورترها}
{امیرمهدی حقیقت }
{از پشت یکسوم}
{بازتاب نفس صبحدمان }
{سهروزپیش}
This is me
خواب بزرگ
مامهر
منصور نصیری
طلوعی تا فردا
یک پنجره
محسن آزرم
لولیان
مریم گلی
دژاوو
خسرو نقیبی
اتاق پسر
اگنس
عروسک کوکی
زننوشت
خسوف
Neverland
غلاف تمام فلزی
فلش
اسنپشات
خشموهیاهو
سیب گاززده
زن روزهای ابری
مریم مومنی
از زندگی
رمزآشوب
حسن محمودی
آوا و لحظههایش
مهناز میناوند
بر ید باد صبا
Powered by
BlogRolling
« داستانک | صفحه اصلی | داستان روزنامه ای که مردم توقيف کردند ! »
سرگردان ميان حقيقت و افسانه
مهسا محب علي از آن دست نويسندگان جواني است كه فرصت آن را داشته اند تـا پيش از انتشار كتاب ، خود را از طريق مطبوعات به جامعه ادبي كشور معرفي كنند. داستانهاي كوتاه و مقالاتي كه محب علي تا به امروز در مجلات ادبي نوشته است تاثير ويژه اي در نوع نگرش و برخورد منتقدان ادبي با وي داشته است و جايگاهي را در اختيارش قرار داده است كه شايد كمتر نويسنده جواني از آن بهره مند باشد . پيش از اين مجموعه داستاني را تحت عنوان " صدا " از او خوانده ايم اما " نفرين خاكستري " اولين رمان او است كه توسط نشر افق به بازار كتاب راه يافته است .
بر خلاف اثر پيشين محب علي كه توجه بيشتري به فرم دارد ، در" نفرين خاكستري" ما با يك رمان تخيلي ، افسانه وار و وهم آلود مواجه هستيم ." ايشا " دختري است روان پريش كه به توصيه پزشك معالجش سايكو رماني مي نويسد –ظاهرا برگرفته از سرگذشت اجداد و نياكانش– و به همراه نامه اي براي همسرش امير مي فرستد . او كه به گفته پزشكش به بيماري " خود ديو پنداري " دچار است ، سعي مي كند در اين رمان ابعاد و زواياي پنهان شخصيتش را آشكار سازد. به بيان ديگر سايكو رماني كه ما با آن مواجه هستيم تنها قرار است به شكل دهي شخصيت ايشا در ذهن خواننده و پيشبرد منطق روايي داستان كمك كند .
رمان از چهار بخش تشكيل شده است . نامه ايشا به امير ، سايكو رمان ، نامه هاي يك طرفه از ايشا و مادرش كبوده و سرانجام گزارش افسر آگاهي . آنچه در ابتدا نظر خواننده را به خود جلب مي سازد ، نثر شكسته اثر به ويژه در بخشهاي اول و سوم رمان است . شكل ارايه داستان در قالب ساده و مستعمل نامه و بي توجهي نويسنده به ريخت شناسي كلمات – به خصوص در بخش نخست – تا حدودي از ارزشهاي كار كاسته است؛تا آنجا كه براي خواننده اي كه با نويسنده و دغدغه هايش نسبت به ادبيات آشنايي ندارد،اين ذهنيت را ايجاد مي كند كه با يك اثر سطحي ودر حد آثار پاورقي روبه رو است .
نكته ديگري كه مي توان به آن اشاره كرد تفاوت زبان و نثر اثر در بخشهاي اول – دوم وهمچنين دوم – سوم مي باشد . نويسنده در بخشهاي اول و سوم از قالب نامه استفاده نموده است اما در بخش دوم رمان از ساختار خطي و نثري سالم برخوردار است . اين تفاوت ساختارها موجب پديد آمدن گسلهايي در اثر شده است و ارتباط پديده هاي به ظاهر مستقل رمان را با يكديگر كمرنگ نموده است و به پيوستگي رمان ضربه زده است .ضمن آنكه در بخش چهارم – كه شايد مي توانست به نحوي در سه بخش ديگر ادغام شود – اين گسيختگي به شكل ديگري نيز نمايان مي گردد و آن تغيير ژانر اثر از افسانه به ژانر جنايي است.خواننده در بخش چهارم مي بايست تنها در سه صفحه فضاي تغيير يافته اثر را بپذيرد و در كنار آن با شخصيتي جديد - افسر آگاهي – نيز آشنا شود ، كه البته اين امر كمي دشوار به نظر مي رسد .
اما يكي از بخشهاي جذاب رمان اشاره به گرگي است كه درون ايشا وجود دارد. صرف نظر از آنكه تمامي شخصيتهاي اصلي رمان زن هستند ، شــايد تنها نكته اي كه بتوان به واسطه اش " نفرين خاكستري " را رماني فمينيستي خواند اين باشد كه گرگ درون ايشا تنها مردها را مي درد . شايد اين گرگ را بتوان نماد ترس آميخته با خشم ايشا – و شايد هم زنان – از مردان دانست . هرچند كه به طور كلي ايده انسانهاي گرگ نما در افسانه هاي ايراني به ندرت ديده مي شود و به كار گيري آن شايد ناشي از تاثير سينما بر جهان داستاني شكل گرفته در ذهن نويسنده باشد ؛ اما پرداخت مناسب اين ايده كه ظاهرا قرار است محوريت رمان را نيز بر عهده داشته باشد از نقاط قوت اين اثر است .
مهسا محب علي در" نفرين خاكستري " دست به تجربه هاي تازه اي در تلفيق قالب سنتي و كلاسيك افسانه و قالب مدرن رمان مي زند و خود را به عنوان يك نويسنده ساختار شكن معرفي مي نمايد. تجربه هاي اين چنيني – اگر ادامه يابند – محب علي را در رسيدن به يك جهان داستاني منحصر به فرد و شايد هم ماندگار ياري خواهند داد .
« منتشر شده در همشهری جمعه مورخ 13 تیر 1382 »
لينکده
- عاشق شدی بیا
گفتوگویی منتشر نشده با خسرو شکیبایی- هفتهنامه اعتماد
- میخواهم گوشتان را بكشم آقای شكیبایی!
منصور ضابطیان
- خداحافظ...
spotlight
- هر داستانی که ارزش گفتن دارد داستان یک دختر است
کوتاه دربارهی Once- غلاف تمام فلزی
- داستانهای ۸۶ به روایت احمد غلامی
بخش دوم- خوابگرد
- از چهاردهسالگی میترسم...
سومین مجموعه داستان حسن محمودی در راه است

![hamidreza [dot] com](http://www.natoor.com/images/template/hamidreza.gif)