« سرگردان ميان حقيقت و افسانه | صفحه اصلی | روز هجدهم ... »

داستان روزنامه ای که مردم توقيف کردند !

یکشنبه ۸ تیر ۱۳۸۲


در جامعه اي كه هيچ چيز – شايد بهتر باشد
بگويم هيچ چيز مثبتي - در آن نهادينه نشده باشد گاهي اوقات اتفاقات عجيبي
مي افتد . جامعه اي كه برداشت مردمش از دموكراسي با هيچ جامعه ديگري شباهت
ندارد ، كشوري كه در عرف ساكنانش احساسات همواره بر منطق غلبه داشته است و
كشوري كه در آن مردم عادت دارند براي نشان دادن اعتراض خود به حاكمان
همواره از خود انتقام بگيرند .
« همشهري » هم به پايان راه خود رسيد ،
ظاهرا قرار است امروز جلسه توديع محمد عطريانفر برگزار شود و بعد هم همه
چيز تمام مي شود . به قول حسن محمودي عزيز ، گاهي اوقات اين
مردم هستند كه حكم توقيف روزنامه اي را صادر مي كنند . همشهري تاوان تب تند
و زودگذر مردمي را مي پردازد كه ظاهرا هرگز از اشتباهات خود درس نمي گيرند
. بعد از همشهري نوبت به فرهنگسراها مي رسد و بعد… خدا مي داند ! شايد در
همين 18 تير كه در پيش است و اين روزها در همه چيز مي توان اثرش را ديد ،
همين مردم مجبور شوند به تنهايي تاوان احساسات و اعمال به دور از منطق خود
را بپردازند . با اين فقر فرهنگي كه ما به آن دچار هستيم و آثارش را مي
توان در همه چيز – از فرهنگ شهرنشيني و ترافيك بگيريد تا رفتار مردم عادي و
از همه بدتر آنها كه ادعاي روشنفكري دارند ، از سرانه مطالعه كتاب و تيراژ
كتابها تا سياست كه بعد از دوم خرداد همه در آن به كمال رسيده اند – ديد ،
تا پنجاه سال ديگر هم اين كشور نمي تواند خود را با ساختارهاي يك جامعه
آزاد و پيشرفته منطبق كند .
احتمالا همشهري به همان بلايي دچار خواهد
شد كه كيهان پس از انقلاب گرفتار آن گرديد . من و تو هم به جاي آنكه به فكر
كار فرهنگي و پايه اي باشيم ، به جاي آنكه بپذيريم كه ساختار يك جامعه
مانند يك هرم است و براي اصلاح آن جامعه بايد از پايين به سمت راس هرم حركت
كرد ، به جاي آنكه بپذيريم درد ما درد فرهنگ است و نه سياست ، هرم را
وارونه در دستمان گرفته ايم و فكر مي كنيم با اعمال تغييرات در راس هرم مي
توانيم همه چيز را اصلاح كنيم . به فكر اين هستيم كه در 18 تير و احتمالا
روزهاي بعد از آن ، چند موتور و اتوبوس را آتش بزنيم ، عليه حاكمان چه
شعارهايي را فرياد بزنيم ، چطور از روي پشت بامها بر سر و روي سربازان
وظيفه اي كه به اجبار به خيابانها آورده شده اند آب جوش بريزيم و چگونه مو
به مو دستورات لژ نشينهاي آن طرف آب را اجرا كنيم . به هر حال بايستي
ايراني بودن خود را به طريقي نشان دهيم !
همشهري با كمك تحريريه
قدرتمندش به خصوص در يكي دو سال اخير تحول بزرگي را در ميان مطبوعات ايجاد
كرد . همشهري ماه ، همشهري جهان ، ويژه نامه هايي كه بعدها بسياري از
روزنامه ها به تقليد از همشهري آنها را در ميان صفحاتشان گنجاندند و رويه
كاري خاص و ويژه همشهري همه و همه از مواردي هستند كه توانستند همشهري را
به پرتيراژترين و موفق ترين روزنامه سالهاي اخير ايران تبديل كنند .
اميدوارم هرچه زودتر شاهد حضور « شرق » بر روي دكه هاي روزنامه فروشي باشيم
كه ظاهرا قرا است با مديرمسوولي محمد عطريانفر و سردبيري محمد قوچاني و با
همان كادر همشهري دو ( همشهري جهان ) آغاز به كار كند .

-----------------------------------
اين روزها چندان سر حال نيستم
. نمي دانم چرا بعد از مدتها به ياد خاطراتي افتاده ام كه هميشه از آنها
فرار مي كردم . ظاهرا فلسفه وجودي اين خاطرات ، آن هم براي ما شرقيها كه به
زندگي در گذشته و با خاطرات عادت كرده ايم ، تنها و تنها عاملي است براي
خود آزاري . خاطرم نيست در كدام كتاب بود ( شايد عقايد يك دلقك باشد ) اما
هاينريش بل مي گويد : « لحظاتي وجود دارند كه تكرار آنها ممكن نيست.هرگز
نبايد سعي در تكرار لحظات داشت.بايد آنها را همانگونه كه يك بار اتفاق
افتاده اند تنها به خاطر آورد . » جمله قابل تاملي است ، اما فكر نمي كنم
به كار ما ايرانيها بيايد !