« صدا | صفحه‌ی اصلی | نگاهي به كتاب «چراغها را من خاموش مي كنم » - بخش 1 »

عاشقانه‌ای برای تو

November 24, 2002

آنچنان دورم از تو كه شب از خورشيد
«آه اي ديريافته ترين عشق با تو سخن ميگويم»
پيش از آنكه رفتنت ناگزير شود
چيزي بگو
در فراسوي ابرهاي تيره ترديد
وعده ديداري بده
دست از لجاج بدار
وين قلعه گران سكوت را بشكن
وان پيچكان سياه تشويش
از ريشه بركن.
بنگر چونه خورشيد من به خون نشسته است
در آسماني چنين مسموم
و خاكي چنين بي تقوا…
من ناتوانم از انكار عشق
حرفي بزن!
بگذار زندگي كنم
بگذار دوباره از نو طلوع كنم.

«آبان ۸۱»

لينک مطلب | 12:00 AM